بهزاد . چهارشنبه بیست و هفتم فروردینماه سال 1393 ساعت 02 و 01 دقیقه و 30 ثانیه نظرات ()
باران
باد
مهتاب
.
.
.
باران می بارد و کاشی های سرخ و سفید حیاط جلوه ای نو می گیرند
شب زیباییست
مهتاب می تابد از لا به لای شکاف های نازک ابر و درون دل هایی که هنوز نعمت را از یاد نبرده اند غوغا میکند
باد می وزد
با آن آهنگ دلنشینش
صدای تکان خوردن شاخ و برگ نخل ها
 و نوازش موهایم
شب زیباییست
کاش همه میدیدند
کاش همه میفهمیدند
کاش چشم هایمان را باز میکردیم 
و می دیدیم که نعمت این است 
کاش زیبایی ها را از یاد نمی بردیم
به تو سوگند که نعمت این است

به تو سوگند که نعمت این است